صادق صداقت

صادق صداقت

این کاربر 47 مطلب را در سایت بارگذاری کرده است.

شبکه اجتماعی

سالروز شهادت امام جواد(ع) تسليت باد...
22 شهریور 1394 22:29
127
13 پیش بینی امام خمینی(ره)
23 خرداد 1394 19:17
127
آیا برای مرگ آماده هستي؟
23 خرداد 1394 19:09
127
به سلامتي پسر خاله...
02 اسفند 1393 22:17
127
حضور پرشور مردم...
22 بهمن 1393 18:57
127
22 بهمن سال 93 حماسه اي ديگر آفريده شد.
22 بهمن 1393 18:57
127
12 بهمن گرامي باد...
12 بهمن 1393 18:22
127
درود بر محمد و آل محمد(ص)
01 بهمن 1393 23:02
127
«سیدحسن نصرالله» دبیرکل حزب‌الله ،در پیامی دوکلمه‌ای به صهیونیست‌ها هشدار داده «پناهگاه‌هایتان را حاضر کنید.»
29 دی 1393 22:46
127
کودکانه...
Loading the player...
17 دی 1393 22:31
127
ما فراموش نمي کنيم...
08 دی 1393 11:38
127
مادري که قرآن خواندن را آموخت...
27 آذر 1393 14:57
127
حسن معاشرت با مردم...
25 آذر 1393 20:28
127
در دفاع هشت ساله - در مجموعه‌ی داوطلبان و سپاه و اینها - هیچکس بعنوان فرمانده و رئیس وارد میدان نمیشد؛ همه بر اساس تلاش خودشان به مقامات بالا میرسیدند؛ یعنی یک نفری وارد میشد، بسیجی معمولی بود؛ بعد میدیدند آدم قابلی است، میشد فرمانده‌ی دسته یا فرمانده‌ی گروهان، بعد میشد فرمانده‌ی گردان، بعد میشد فرمانده‌ی تیپ، میرفت بالا.
مدیریت جنگِ آن زمان هم فقط مدیریت نظامی نبود؛ من چون اوائل کار، مدت کوتاهی از نزدیک کارها را میدیدم، بعد هم که از دور؛ تهران بودیم، لاکن جریانها را میفهمیدم و میدانستم.
مدیریت، صرفاً مدیریت نظامی نبود؛ مدیریت سیاسی بود، مدیریت فکری بود، مدیریت انسانی و ادبی و اخلاقی بود؛ تا کسی این چیزها را نداشت، نمیتوانست مجموعه‌ی زیردست خودش را اداره کند و هدایت بکند. این شهید عزیز[شهید برونسی] وارد میشود؛ نه معلومات دانشگاهی دارد، نه عنوان و تیتر رسمی و دانشگاهی دارد، اما آنچنان در کار مدیریت جنگ پیشرفت میکند که به مقامات عالی میرسد و شخصیت برجسته‌ای میشود؛ شخصیت جامع‌الاطرافی که مثلاً فرمانده‌ی تیپ میشود، بعد هم به شهادت میرسد. ایشان اگر چنانچه به شهادت نمیرسید، مقامات خیلی بالاتر - از لحاظ رتبه‌های ظاهری - را هم طی میکرد.
اینها جزو عجایب انقلاب ماست. جزو چیزهای استثنائی انقلاب ماست که دیگر نظیر ندارد؛ نمیشود هیچ جای دیگر را با این مقایسه کرد. همان‌طور که آقای استاندار خراسان نقل کردند، من از افرادی شنیدم که ایشان در آن وقت، برای مجموعه‌های دانشجوئی و دانشگاهی که از مشهد میرفتند آنجا، صحبت میکرد و همه را مجذوب خودش میکرد. خود من هم نظیر این را باز دیده بودم. مرحوم شهید رستمی - که او هم از شهدای خراسان است؛ یک فرد روستائی و به ظاهر عامی - توی جمعی که فرماندهان درجه‌ی یک نشسته بودند و رئیس جمهور وقتِ آن روز هم نشسته بود، آمد صحبت کرد و گزارش میدان جنگ داد، جوری که همه‌ی این فرماندهان رسمیای که نشسته بودند مبهوت شدند! استعداد انقلاب برای پرورش شخصیتهای برجسته و افراد، تا این حد است.
(بیانات مقام معظم رهبری در دیدار اعضای خانواده و ستاد برگزاری یادواره‌ی شهید عبدالحسین برونسی)
17 آذر 1393 20:55
127
امام خامنه ای: نقطه‌ی مقابل اصول‌گرایی، اصلاح‌طلبی نیست،
10 آذر 1393 22:10
127
يادش به خير...
09 آذر 1393 21:52
127
دلتنگم...
09 آذر 1393 21:51
127
رابطه با خدا...
09 آذر 1393 21:46
127
انسان تنها...
08 آذر 1393 21:15
127
...
06 آذر 1393 08:00
127
اسرائيل را با خاک يکسان مي کنيم...
05 آذر 1393 18:55
127
خبرنگار خارجی از فرمانده کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی سوال کرد : اگر یک هواپیمای پیشرفته اسرائیلی وارد خاک ایران شود و 10 بمب خود را روی یکی از شهرهای شما بریزد با چه میخواهید آن هواپیما را منهدم کنید؟
سردار سرلشکر جعفری در پاسخ اینگونه جواب داد : مـــهم نیست آن هواپیما چند عدد بمب به کجا میریزد و یا چگونه آن هواپیما منهدم میشود یا نمیشود، بلکه مهم آنست که موقع برگشتن آن هواپیما به اسرائیل؛ دیگر اسرائیلی وجود نخواهد داشت که هواپیما در آنجا فرود آیــــــد !!!
05 آذر 1393 18:50
127
پهلوان کيست؟
27 آبان 1393 20:51
127
ز تربت شهداء بوي سيب مي آيد...
23 آبان 1393 14:05
127
آخر به عشق اینکه خودت ضامنم شوی / یک شب به عَمد طعمه ی صیاد میشوم...
20 آبان 1393 15:50
127
نمايش اراتريو عدالت:

محل: تالار وحدت
دوره اجرا: ۲۱ آبان ۱۳۹۳ - ۲۸ آبان ۱۳۹۳
ساعت: ۲۲:۰۰
بهای بلیت: ۴۰,۰۰۰، ۳۰,۰۰۰، ۲۰,۰۰۰ و ۱۵,۰۰۰ تومان

کارگردان: بابک مهری
بازیگران: اصغر همت، برزو ارجمند، مهران نائل، روزبه بمانی، یاسر خاسب

متن: ترجمه کلام نهج البلاغه

مدیر برنامه: احسان تارخ (با همکاری آموزشکاه آزاد موسیقی نوای امین)
مدیر هنری: محسن ظریفیان
مشاور رسانه‌ای: محمد رضا رستمی
روابط عمومی و اموربین الملل: حدیث ناظمی
گروه کارگردانی:
دستیار کارگردان و هماهنگی: تارا هجرت
دستیار کارگردان و منشی صحنه: آرزو لولویی
طراح حرکت: یاسر خاسب
آهنگساز: فرشید قاسمی
نوازندگان: داریوش بیژنی، مهسا خطیب‌زاده، علیرضا متوسلی، پروشات زندآیین، نیما ناظمی، امیر صدیقیان، محمد مرتضوی، مهراوه ریاحی، امین باغبانی، صدف مولایی، صالحه زهره‌وند، آیدین نیکومرام، علیرضا خسروی، حسام صدفی‌نژاد، حسین کمال، محمد سرباز، امیر یعقوبی، آراد تحویل داری، علیرضا نوشادی و با همکاری گروه ۹۰ نفری کرال
گروه حرکت: پردیس زارع، وحید راد، کیان اسماعیلی، مرضیه موسوی، لیلی جنیدی، بهزاد جاودانفر، کیا ثلاثی، فاطمه جوان بخت، رضا موسوی، سامان غیاثی، ایده ابو طالبی، مارال مختاری
طراح پوستر و بروشور: حسن نساری
طراح و دوخت لباس: مینو مهری
ساخت دکور و آکسسوار: امیر خسروی
ساخت تیزر: محسن ظریفیان، مهدی علیفرد، علی قره چورلی، میشا اسلامی، آرش کوچکان
ویدیو پروژکشن: مهدی علیفرد
عکاسان: حمید مهدوی، مریم دیهول، اختر تاجیک
مدیر تصویربرداری: سینا بهرامی
کارگردان مستند سازی: ژوبین غازیانی
با همکاری تماشاخانه آو و موسسه فرهنگی و هنری چکاد



یادداشت کارگردان:

"تئاتر دوبار زاده شد هر دوبار از دل موسیقی" ولادیمیر استانیفسکی

باز بر صحنه نمایش می خواهیم اجرایی با هارمونی موسیقی و کلام و حرکت را خلق کنیم. همان که می دانیمش و می شناسیدش از ما. آن زمان که موسیقی در صحنه نمایش ما به حرکت بدل می شود گوش و چشمتان را می نوازیم تا این هارمونی لطیف بتواند لحظاتی دل شما را به جریان تئاتر متصل نماید و فکرتان را به استراحتی هر چند کوتاه دعوت کند. دوست دارم که شما را در جایگاه تماشاگران در آرامشی ببینم که ناشی از هماهنگی گوش و چشم و قلبتان است.

نهج البلاغه این بار راهبر اجرایمان بوده است. متنی سرشار از حکمت، عشق، زندگی، حرکت و توصیف. نهج البلاغه این بار با هارمونی حرکت و موسیقی بر صحنه می آید تا شما را ساعتی همراه کند با کلامی حکیمانه آنچنان که در خور فرهنگ و شریعتمان است. نهج البلاغه این بار در دستان خلاقمان قرارگرفته تا ادای دینی کنیم به مولایمان. نهج البلاغه این بار خوانده می شود آنطور که دوست داریم برایتان بخوانیم تا بشنوید و گوش دهید به آن، تا نگذرید از آن به سادگی این همه سال که از گذشته ایم. تا فراموشش نکنیم که فراموشش کرده ایم این همه سال. می گویید نکرده اید پس آیا به خاطر دارید کلامش را که می گوید: " اگر به آنچه می خواستی نرسیدی از آنچه هستی نگران نباش". درود خدا بر او.

این روزها که دینمان اسید و داعش است باید به جهانیان بگوییم که ما مهربانی را تبلیغ می کنیم و احترام. که ما ایرانی و مسلمانیم که دینمان دین حکمت است. که ما ایرانی و مسلمانیم. که دینمان دین حرکت و خلاقیت و لطف است که دینمان انسان دوستی است و امرمان به معروف و نهیمان از منکر با آوای لطیف موسیقی همراه است و از دلمان می آید و بر دلتان می نشیند. که دینمان برای همه است نه برای آنهایی که فکر می کنند صاحبش هستند و می خواهند با زور و شمشیر در قلبها فرو کنندش.

چه کسی است بشنود این حکمت را که "اندوه نیمی از پیری است" و صاحب این حکمت را دوست نداشته باشد. چه کسی است بشنود این نصیحت را که "حسودان از سلامت خود غافلند" و ایمان نیاورد به گوینده کلامش. درود خدا بر او.

تئاتر و موسیقی بستری شده است برایمان تا پر بارتر بتوانیم بگوییم که مهربانی و احترام شیوه فرهنگ ایرانی و اسلامی ماست و با عشق به جهانیان می گوییم که علی(ع) شمشیرش در رزم با حمله کنندگان بود و جز مهر که نزد ما ایرانیان است و با او کامل می شود به دنیا ما نداده است. درود خدا بر او.
19 آبان 1393 10:30
127
داستان گربه و کاسه عتیقه:

عتیقه‌ فروشی در روستایی به منزل رعیتی ساده وارد شد. دید کاسه‌‌ای نفیس و قدیمی دارد که در گوشه‌ای افتاده و گربه‌ای در آن آب می‌خورد.

با خود گفت اگر قیمت کاسه را بپرسد رعیت ملتفت می‌شود و قیمت گرانی بر آن می‌نهد. پس رو به رعیت کرد و گفت: عموجان چه گربه قشنگی داری؛ حاضری آن را به من بفروشی؟

رعیت گفت: چند می‌خری؟
- یک درهم.

رعیت گربه را گرفت و به دست عتیقه‌فروش داد و گفت: خیرش را ببینی.

عتیقه‌فروش پیش از خروج از خانه قیافه خونسردی به خود گرفت و گفت: عموجان این گربه ممکن است در راه تشنه‌ شود، بهتر است کاسه آب را هم به من بفروشی.

رعیت گفت: قربان؛ من به این وسیله تا به حال پنج گربه فروخته‌ام. آن کاسه، فروشی نیست!
16 آبان 1393 10:18
127
داستان حمايت عاشقانه يک جانور از جانور ديگر:
شخصی دیوار خانه اش را برای نوسازی خراب می کرد.خانه های ژاپنی دارای فضایی خالی بین دیوارهای چوبی هستند. این شخص در حین خراب کردن دیوار در بین ان مارمولکی را دید که میخی از بیرون به پایش کوفته شده است.دلش سوخت و یک لحظه کنجکاو شد .وقتی میخ را بررسی کرد تعجب کرد این میخ چهار سال پیش هنگام ساختن خانه کوبیده شده بود!!!چه اتفاقی افتاده؟

مارمولک ۴ سال در چنین موقعیتی زنده مونده !!!در یک قسمت تاریک بدون حرکت.

چنین چیزی امکان ندارد و غیر قابل تصور است.متحیر از این مساله کارش را تعطیل و مارمولک را مشاهده کرد.تو این مدت چکار می کرده؟چگونه و چی می خورده؟

همانطور که به مارمولک نگاه می کرد یکدفعه مارمولکی دیگر با غذایی در دهانش ظاهر شد .!!!

مرد شدیدا منقلب شد.

چهار سال مراقبت. چه عشقی ! چه عشق قشنگی!!!

اگر موجود به این کوچکی بتواند عشق به این بزرگی داشته باشد پس تصور کنید ما تا چه حدی میتوانیم عاشق شویم اگر سعی کنیم.
16 آبان 1393 10:16
127
چادرت را بتکان...
06 آبان 1393 20:20
127
بسم الله الرحمن الرحیم
در کوفه آدمی داشتیم به نام "شبث ابن ربعی" که فرمانده پیاده نظام ابن سعد در کربلا بود که برخی هم او را "شیث" خوانده اند، که خیلی تیپ جالبی دارد و نماد آدم هایی است که ایدئولوژی شان را مثل لباسشان عوض میکنند،آدم های #سازش-کار ، بی اصول، بوقلمون ، بی تقوی یا بیشعور که این تیپ آدم ها همیشه و در هر دوره ای هستند. در سفینة البحار نقل میکند که این آقا از پولدار های کوفه بود، قبل از اینکه مسلمان بشود ، یک خانمی ادعای نبوت کرد، به آن خانم ایمان آورد و شد مؤذن او، بعدا مسلمان شد ، بعد سر خلافت حضرت امیر جزء کسانی بود که آمد و با امیر المؤمنین بیعت کرد و آمد در حکومت علی، بعد که جریان #خوارج پیش آمد، جزء خوارج شد و با علی(ع) درگیر شد، بعد که مردم با امام حسن بیعت کردند، آمد با امام حسن بیعت کرد و طرف ایشان را گرفت، بعد که حکومت امام حسن سقوط کرد، شبث شد جزء افسران معاویه، بعد در کوفه جزء کسانی بود که نامه نوشتند به امام حسین که آقا! بیایید قیام کنید و رهبر ما باشید تا علیه یزید اقدام کنیم، حالا امام حسین به حرف اینها گوش کرده اند و آمده اند به سمت کوفه، همین آدم یکمرتبه میبیند هوا پس شد و جو سیاسی کوفه یکمرتبه عوض شد و شایعات و جنگ روانی و حکومت نظامی شد ، با خودش گفت من از شهر فرار کنم بروم بیرون تا در این درگیری نباشم، طرف حسین اگر باشم که کشته میشوم، طرف اینها هم اگر باشم ، دستم به خون پسرپیغمبر آلوده میشود، بروم یک جایی گم و گور شوم، ابن زیاد آدم زرنگی بود و دستور داد این تیپ آدم ها و بزرگان را که رفته بودند در باغ هایشان مخفی شده بودند ، گوششان را بگیرند بیاورند و در کربلا فرمانده شان کنند، یعنی من نمیگذارم که این وسط دست من ، ابن زیاد، به خون حسین آلوده شود و اینها همه پاک بمانند، شبث شد فرمانده یکی از پیاده نظام های ابن سعد، بعد که سیدالشهداء شهید شدند و اینها حمله کردند به حرم پیغمبر و زن ها و بچه ها ، این آدم دلش میسوزد و با شمر درگیری لفظی پیدا میکند، بعد میاید در کوفه چند مسجد میسازد به پاس خوابیدن فتنه حسین به علت نذری که کرده بوده بابت خوابیدن فتنه حسین و حفظ حکومت یزید، بعد مختار قیام میکند علیه یزید و ابن زیاد، شبث به مختار میپیوندد، توبه میکند از کارهایش و جزء فرماندهان قیام مختار میشود، بعد "مصعب ابن زبیر" برادر عبدالله میاید و مختار را میکشد و این میشود فرمانده پلیس مصعب بن زبیر در کوفه.... این تیپ آدمها در همه انقلابها بوده اند و هستند.
‫#‏حسن_رحیم_پور_ازغدی‬
"حسین عقل سرخ ۱" سال۸۰
06 آبان 1393 20:04
127
کربلا...
06 آبان 1393 20:00
127
کربلا...
06 آبان 1393 20:00
127
صد شکر خدا را که عزادار حسينم...
05 آبان 1393 07:24
127
اين کودکان من که بيابان نديده اند...
04 آبان 1393 07:16
127
يا حسين(ع)...
03 آبان 1393 16:15
127
رسیده ام به صافات...به صف فرشتگانت...به تالیات تنت...از صراط جحیم ی که منم به جنات نعیم ی که آقایش تویی... به فوز عظیم آغوشت...رسیده ام به رزق معلوم م...به " کأس مِن مَعین" اشک های تو در روضه...به قلب سلیم ت...و فدینه به ذبح عظیم...رسیده ام به تو...!

*********************************************************
خدای مهربان در آیه "فَلَمَّا أَسْلَمَا وَتَلَّهُ لِلْجَبِینِ " می فرماید: ابراهیم که اسماعیل را برگونه اش انداخت...و بعد ما می مانیم یک دنیا انتظار...این که خب بقیه اش...چه گذشت؟...چه شد؟...بقیه داستان را سکوت می کند و هیچ نمی گوید. انگار خدا در قرآنش نمی خواهد سر بریدن اسماعیل را...خنجر کشیدن ابراهیم را... دل کندن پدر از پسر را... به تصویر بکشد.

*********************************************************
من می گویم...برای شب های زینب...برای شب ها که زینب قرآن زیاد می خواند...برای شب هایی که می رسد به این آیه...من می گویم برای دل زینب بوده...من می گویم خدا هوای دلش را داشته...خیلی!

▱ ▰▱ ▰▱ ▰▱ ▰▱ ▰
آیات ۱۰۳ و ۱۰۴- صافات
▱ ▰▱ ▰▱ ▰▱ ▰▱ ▰
02 آبان 1393 21:32
127
ساعات مناسب و نامناسب خواب...
01 آبان 1393 14:54
127
مسلم...
30 مهر 1393 21:44
127
6 روش طبیعی سفید کردن دندان ها:

زرد شدن دندان ها می تواند نشانه پوسیدگی و تراکم جرم باشد. این مسئله پس از مصرف غذاهای مختلف نیز ایجاد می شود، اما با استفاده از توصیه های زیر می توان زردی دندان ها را از بین برد و ظاهر آن را زیباتر کرد.

ریحان
این گیاه علاوه بر این که درمان بسیاری از دردهاست، سفید کننده دندان نیز به حساب می آید و از دهان در برابر مشکلات و بیماری های متعدد محافظت می کند. برگ های ریحان را خشک و آسیاب کنید سپس به خمیردندان اضافه و هر روز از آن استفاده کنید.

نمک
نمک یکی از قدیمی ترین درمان ها برای رفع زردی دندان هاست. کافی است مقداری نمک و زغال را با هم مخلوط و دندان را با آن تمیز کنید. دانه های نمک، صیقل دهنده است و لایه زرد چسبیده روی دندان را از بین می برد. این روش نسبت به خمیردندان اثر ملایم تری دارد.

پوست پرتقال
پوست پرتقال درمان عالی برای بوی نامطبوع دهان و زردی دندان است. کافی است قبل از خواب، پوست پرتقال را به دندان بمالید. ترکیب کلسیم و ویتامین C موجود در آن، میکروب های دهان و زردی دندان را از بین می برد و باعث خوشبو شدن دهان می شود. می توان پودر پوست پرتقال را نیز به خمیردندان اضافه کرد.

هویج
فیبر موجود در هویج به عنوان پاک کننده دندان عمل می کند. جرم ها و زردی دندان را نیز از بین می برد.
چریش
از قدیم، از چریش به عنوان سفید کننده دندان استفاده می شود. با چوب درخت چریش نه تنها ذرات غذای گیر کرده از بین دندان خارج می شود بلکه بوی بد دهان نیز از بین می رود و زبان نیز تمیز می شود. این گیاه خاصیت طبیعی ضدباکتریایی و ضدعفونی کننده دارد.

جوش شیرین
این ماده اسیدهای موجود در دهان را خنثی می کند و صیقل دهنده ملایم است. مالیدن جوش شیرین به آرامی به دندان، کمک می کند تا لایه های زرد از بین برود. می توان این پودر را به خمیردندان نیز افزود.
29 مهر 1393 21:37
127
توهين نکنيم...
29 مهر 1393 21:31
127
حمايت از توليد ملي...
28 مهر 1393 20:52
127
مرا ياد کنيد تا...
28 مهر 1393 11:50
127
تلنگري به معلمان...
28 مهر 1393 11:41
127
سلام بر محرم
27 مهر 1393 09:34
127
يا حسين(ع)
26 مهر 1393 18:33
127
سهم عاشقي:

با آسمان قسمت بکن بال وپرت را

بردار از روی زمین چشم ترت را

این تکه های گمشده راز رشیدی ست

یعنی تصور کن علی اکبرت را

شیون مکن لیلای مجنون،این بیابان

باید بنوشد خون پاک همسرت را

گهواره را آرام تر از خود رها کن

تا نشکند بغضی گلوی اصغرت را

آتش توان سوختن اینجا ندارد

باید بریزی بر تنش خاکسترت را

با ناله های العطش برخیز لیلا

باید ببندی کوله بار آخرت را

فردا که سهم عاشقان را داد زهرا

بالا بیاور از میان خون سرت را
26 مهر 1393 13:27
127
ما در مقابل تهديد، تهديد مي کنيم.
25 مهر 1393 19:31
127